عبدالله مستوفى

396

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

بايد از همان ساعت اول حملهء آلمانها به خاك روسيه يعنى شب اول تير 1320 جلو قشون آنها درآمده « 1 » و آنها را عقب رانده باشيد . در صورتى كه برعكس ، قشون دول محور در ظرف مدت دو سال اول هميشه فاتح بوده از يك طرف تا سواحل بحر اسود و خاك قفقاز و از طرف ديگر تا سواحل ولگا و استالينگراد و از سمت سوم ، تا سواحل نواولنينگراد پيش رفته و ارتش سرخ رشيد شما با دادن تلفات زياد عقب مىنشست ، سهل است ، در اين دو ساله ، در يك ده كوره هم از عهدهء جلوگيرى خصم برنيامد . همه‌كس ميداند كه تا وقتى كه ذخيره و مهمات ، و بخصوص ماشينهاى جنگى و طياره‌هاى آمريكا از پل پيروزى يعنى از راه ايران بشما نرسيد ، ارتش سرخ يعنى ديوارهاى گوشتى شما ، با اينكه عقب سر آنها ميترايوز هم ميگذاشتيد ، و فراريهاى آنها را بدست افراد خود بديار عدم مىفرستاديد ، نتوانست قشون محور را عقب بنشاند . ورود ارتش سرخ هم به خاك آلمان ، بعد از آن بود كه دول آمريكا و انگليس سر قشون آن دولت را در نقاط ديگر به خود مشغول داشته ، و آلمان هم براى مقابلهء با آنها قشون خود را در خاك خويش و از حدود شما عقب كشيده ، و ورود ارتش سرخ شما ببرلن در نتيجهء اين اوضاع بود و رجز خوانى شما در اين فتحى كه نصيب ارتش سرخ شده است نظير « بگير و ببند و بده بدست من پهلوان « 2 » » است . به قدر شغل خود بايد زدن لاف * كه زر دوزى نداند بوريا باف نظامى سنگ مكافات دهر خرد كند دنده را از اينها همه ميگذريم ، تصور مىكنم كه واقعا اين فتح نتيجهء زحمات حزب كمونيست ، در فراهم كردن لوازم جنگى و بدست ارتش سرخ نصيب شما شده و تمام مصالح اين جنگ هم از فراورده‌هاى كارخانجات خود روسيه بوده و كمك نقدى و جنسى انگليس و آمريكا ، و پل پيروزى ايران كه شما در سخن‌رانى خود از آنها اسمى نبرده‌ايد هيچ مداخله‌اى در اين پيروزى نداشته است . اگرچه شما در كشور خود را به روى همه‌كس بسته‌ايد و كسى خبر ندارد كه در كشور روسيه بر اثر اين جنگ چه غوغائى راه افتاده ، و خرابى بچه اندازه است ، ولى همينقدر كه رفتن قشون محور را تا ولگا و نوا و سواحل بحر اسود و قفقاز و مراجعت آنها را در حال حمله و دفاع از نظر بگذرانيم مىتوانيم خرابيهائى كه امروز در اين نواحى حاصلخيز پرعرض و طول ايجاد شده است ، در عالم تصور مجسم كرده و قول اهل اطلاع را كه ميگويند ، اين فتح در مقابل چهل ميليون

--> ( 1 ) - جلو كسى در آمدن از تعبيرات تازه است كه جديدا وارد نوشتن شده و كنايه از مقاومت و عقب زدن حملهء خصم و نتيجه گرفتن از اين عمل و مورد استعمالش هم بيشتر در جنگ سرد و محاوره است . ( 2 ) - مورد استعمال اين مثل ، مثل مورد متن در موقعى است كه كسى كار كردهء ديگرى را به حساب خويش آورده و اظهار شجاعت و رجزخوانى كند . وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا . قران كريم .